فیلم شبکه به کارگردانی سیدنی لومت که برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر در اون سالها شد
عجیب من و به فکر فرو برد چرا که رابطه و شباهت داستان با حال و لحوال امرو زه جور و قابل تامل
است
در این فیلم پیتر فینچ (برنده اسکار برای همین نقش) (با صدای به یادماندنی استاد ایرج ناظریان)
مجری شبکه خبر به واسطه کم بیننده شدن مخاطبانش صادقانه اما مجنون وار در پخش مستقیم ا
اعلام میکند که هفته بعد در جلوی دوربین اقدام به خود کشی خواهد کرد و حرفهایی برای مردم میزند
که کاملا چند کیلومتر انور خط قرمز است سیاستها ایجاب میکنند او گشته شود اما مسئولان
تصمیم میگیرن از جنون مجری استفاده مالی کرده و برایش شو های مختلف ترتیب دهند
مردم هم برایش کف میزنند و در جهل مرکبشان قرارا دارند و در آخر دولت تصمیم میگیرد
او را ترور کند در زیر به قسمتهایی از دیالوگهای فیلم دقت کنید که یکی از بهترین گویندگی های
استاد ناظریان به جای فینچ است :
-------------------------------------------------------------
برای پخش آنلاین نیاز به نرم افزار QuickTime دارید . اگر این نرم افزار بر روی سیستم شما نصب نیست می توانید فایل زیپ را دانلود کنید :
دانلود به صورت زیپ با حجم 1.16 مگابایت
پست ثابت | حک شده در:88/11/16 توسط:اشکان صادقی ساعت:11:59 |


۴۰ سالگی
۱۱/۱۱ سینما فرهنگ
کارگردان : علیرضا رئیسیان
پست ثابت | حک شده در:88/11/07 توسط:اشکان صادقی ساعت:22:20 |

پست ثابت | حک شده در:88/11/01 توسط:اشکان صادقی ساعت:17:52 |
آورده اند روزی میان یک ماده شتر و فرزندش گفت وگویی به شرح زیر صورت گرفت:
بچه شتر: مادر جون چند تا سوال برام پیش آمده است. آیا می تونم ازت بپرسم؟
شتر مادر: حتما عزیزم. چیزی ناراحتت کرده است؟
بچه شتر: چرا ما کوهان داریم؟
شتر مادر: خوب پسرم. ما حیوانات صحرا هستیم. در کوهان آب و غذا ذخیره می کنیم تا در صحرا که چیزی پیدا نمی شود بتوانیم دوام بیاوریم.
بچه شتر: چرا پاهای ما دراز و کف و پای ما گرد است؟
شتر مادر: پسرم. قاعدتا برای راه رفتن در صحرا و تندتر راه رفتن داشتن این نوع دست و پا ضروری است.
بچه شتر: چرا مژه های بلند و ضخیم داریم؟ بعضی وقت ها مژه ها جلوی دید من را می گیرد.
شتر مادر: پسرم این مژه های بلند و ضخیم یک نوع پوشش حفاظتی است که چشم ها ما را در مقابل باد و شن های بیابان محافظت می کنند.
بچه شتر: فهمیدم. پس کوهان برای ذخیره کردن آب است برای زمانی که ما در بیابان هستیم. پاهایمان برای راه رفتن در بیابان است و مژه هایمان هم برای محافظت چشمهایمان در برابر باد و شن های بیابان است... .
بچه شتر: فقط یک سوال دیگر دارم... ..
شتر مادر: بپرس عزیزم.
بچه شتر: پس ما در این باغ وحش چه غلطی می کنیم؟
نتیجه گیری:
مهارت ها، علوم، توانایی ها و تجارب فقط زمانی مثمرثمر است که شما در جایگاه واقعی و درست خود باشید... پس همیشه از خود بپرسید الان شما در کجا قرار دارید؟
پست ثابت | حک شده در:88/10/28 توسط:اشکان صادقی ساعت:3:23 |
به کارگردانی : سیمین امیریان
۳ بهمن سالن قشقایی در جشنواره فجر امسال
به اتفاق نسیم ادبی سوسن مقصود لو محب اهری اکبر رحمتی و ....
پست ثابت | حک شده در:88/10/26 توسط:اشکان صادقی ساعت:4:28 |
اين كار هم با گويندگي اين جانب با تاخير البته
وارد بازار شد يادش به خير روزي كه از سفر لرستان
چزخ گردون راديو برميگشتم با چمدون و ساك
تا نصفه شب با خستگي زياد گويندگي كردم(واقعا خسته نباشم)
البته در ابتدا مورد به به چه چه صدا بردار قرار گرفت
اما خب بعدا متوجه شدم كه ايشون همه جا حرفهايي گفتند
ياد استوارت ليتل به خير
ادامه داستان را سرانجام به خاك سپردم
طبق معمول همه حرف به خاك سپردنها
خودم بخشهايي از كا ر را ديدم بدك نبود
اما همان مشكلات هميشگي را دارد
اونهم به خاطر استوديو هاي شيشه اي پيركس مانند
انجمن هستش
خدا رو شكر اونجا ديگر نخواهم پخت
طبق معمول همان بخشيدن ها
پست ثابت | حک شده در:88/10/22 توسط:اشکان صادقی ساعت:22:54 |
کار جدیدم وارد بازار شد
ببخشید که قیچی فراوون زدن
ببخشید که میکس و لولش به هم ریخته و صدا ها
سینک نیست روی لب
ببخشید که همه انگار تو یقلوی دارن حرف میزنن
ببخشید که هیچ صدای پیش زمینه ای و جود نداره
ببخشید که بعضی از صدا ها کار نشده اس
ببخشید کار کلا توش آب بسته شده
ببخشید که صدای گربه هه شخصیتشم مثل گربه
ها بی چشم و روئه
و در آخر ببخشید که هنوز پولش رو هم دریافت
نکردم
پست ثابت | حک شده در:88/10/15 توسط:اشکان صادقی ساعت:22:36 |
به هر طرف که مینگرم حصار هست راه فراری نیست در انتظار مرگم میگویند
خون اگر بریزد حاجت ما برآورده میشود حاجت؟ با کشتن من میدانم که میمیرم
با احتیاط بار دیگر نگاهی از سر دلسوزی به من میکنند بچه ای یونجه ای
جلوی من میریزد با حرکت تند من که ترسیده ام فرار میکند به مادر میگوید
وحشیه وحشیه
کسانی رد میشوند بی جهت خود را میزنند سر و صدا تولید میکنند
لقمه هایی از جنس هم نوعان مرا با ولع بسیار خولی وار می بلعند
سر صداهای نا هنجار به قدری زیاد است که نا خدا گاه
پشگل میریزم فراوان ترسیده ام بسیار ترسیده ام دلم شور میزند کسی در درونم
میگوید تو به دست هم اینان خواهی مرد
---------------
بچه نزدیک میشود این بار با طناب محکمی که به گردنم بسته شده و ۲ گره کور خورده است
ور میرود با جسمی قرمز نوک تیز از جنس طنابم به آویزگاهم میساید
در عین حال یونجه جلویم میریزد
میلی ندارم ساعتی قبل آورنده من با اینکه میدانست شکمبه ام خالی است
و دهانم از مزه تلخ و گس نمک روز قبل تشنه است به زور کتک مقدار زیادی یونجه
و آب را به درونم هردود کرد به طوری که احساس کردم دو برابر شده ام
و سپس مرا بروی وزنه آهنینی قرار داد و از گله کوچک ما جدا کرد
در روربرویم جایی شبیه بیرون باز شده طنابم در حال پاره شدن است
بچه موفق می شود میدانم که خواهم مرد
جایی شاید مامنی باید بروم شاید به گله کوچک من
راهی بتوان هموار کرد طناب پاره شد
کودک جیغی کشید از خوشحالی باز ترسیدم و باز پشگل
تا بچه با این گلوله های گرد فرا گستر بر زمین تیله بازی کند رفتم رفتم
من رفتم دویدم چند نفر در جایی بزرگتر از آنجایی که بودم پشت سرم به سرعت
می دویدند با ترس وارد مدخلی شدم تنگ تر از جای قبل جایی بن بست
موجود فراوانی چاق با پشم های دور صورتش
با جسمی نوک تیز در دست با چشمانی به قرمزی خون و بدنی سیاه
مرا با یک حرکت به زمین خوابانید
دست پا زدم پاهایم از ترس نا نداشت به زور پوزه ام را در کاسه آبی فرو کردند
گفتم راحتم بگذارید با چه زبانی باید بگویم
آب نمی خواهم تشنه ام نیست
جسم تیز چه راحت در من فرو رفت اول نفهمیدم
اما سوزش شدید پوست گردنم مرا باز به خود آورد
چشمانم را فراخ تر کردم التماس کردم دردم می امد
اما صدا نمی آمد از گلوی پاره شده ام رنگ قرمزی بر کف جایی که خوابیده بودم
به چشمم خورد
که چشمه اش من بودم باورم نمیشد
اصواتی از دیگران بلند شد ناهنجار و وحشی
خوابم نمی آمد اما چشمانم باید هم می آمدند
حتی زور آوردم بازشان کنم بسته ماندند و
تکانهایی پس از آن رعشه می انداخت به سراسرم
میلرزیدم گرما میرفت
سردم بود
پست ثابت | حک شده در:88/10/05 توسط:اشکان صادقی ساعت:23:29 |
این بازیگر فوق العاده پدرش یک مکانیک و مادرش نرس بیمارستان متولد ۱۹۴۹ انگلستان است
وی سپس به واسطه پیشنهاد همسر
پس از آنکه درس ادبیات خواند و ژورنال شد به بازیگری
تیاتر روی آورد و در مدرسه گاید وورد دوره رقص و درام دید
و سپس کارش را با نمایشهای رادیویی
ادامه داد
زمانی که برای اولین بار او را در فیلم
زیر زمین مشاهده کردم او را حتی از کیم بسینکسل هم که بسیار
در این تریلر خوش درخشیده بود فرا تر یافتم
از نقشهای بسیار غیر متعارفش میتوان به دزدان دریایی کاراییب هم اشاره کرد
که تصویرش در زیر آمده
امشب دیدم ترانه ای خوانده است به مناسبت
خواننده شدن وی بد ندیدم یادی ازش شود


پست ثابت | حک شده در:88/10/04 توسط:اشکان صادقی ساعت:0:4 |
بزودی نشست تخصصی دوبله
در دانشگاه هنرهای دراماتیک سوره شیراز در شیراز
به همراه نقد بررسی کارهای
دوبله اخیر کابوس پیش از کریسمس و علا الدین
همینطور بررسی آثار کلاسیک
دوبله های قدیمی و آثار موزیکال
به اهتمام بررسی سبک گروتسک
در آثار تیم برتون و نوع دوبله مختص این ژانر
اشکان صادقی علی باقرلی
۹دی در دانشگاه سوره شیراز
پست ثابت | حک شده در:88/09/29 توسط:اشکان صادقی ساعت:12:12 |



